عرش بلاگ

فضای دانشجویی؛ از فقر عمومی تا ریزش سرمایه اجتماعی • عرش بلاگ

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
یکشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۷

به نقل پایگاه رویدادی تحلیلی طنین یاس، دانشجویان بخش اصلی نظام دانشگاهی هستند و این مجموعه در ایران به دلایل عدیده تاریخی و اجتماعی اهمیت افزایشی دارد که دلیلیی و چگونگی آن خارج از بررسی این نوشتار هست. با این وجود فرض اساسی این متن بر نقش قدرتمند سیاسی دانشجویان در عرصه عمومی و طبیعتا کارکـــرد دانشگاه در تغییرات و تغییرات اجتماعی کشور هست.

 

با این فرض شناخت صحیح و تحلیل جامع از فضای دانشجویی ایران در زمان‌های مختلف از جمله دریچه‌های فهم شرایط عمومی نظام تعلیم عالی کشور و گاه درک بهتر از وضعیت کل کشور محسوب می‌شود. نانقل کرد پیدهست که تغییرات فضای عمومی کشور و تغییر مؤلفه‌های مختلف مؤثر بر فضاهای دانشجویی از جمله متغیرهای اصلی در فهم معقول از شرایط حاکم بر دانشگاه‌ههست.


 با این مقدمه کوتاه، آنچه در ادامه خواهد آمد سرفصل‌های اساسی از منظری انتقادی هست که به صورت فشرده و خلاصه آورده انجام گرفته هست. بدیهی هست هریک از بندها خود می‌تواند محل بحث یا حتی اختلاف نظر باانجام گرفت. طبیعتا به جهت خلاصه‌بودن تحلیل از ارائه مستندات پرهیز انجام گرفته، اما برای پایانی بندها می‌توان شواهد تجربی یا آمار کمی ارائه کـــرد.

 

 فضای دانشجویی؛ از فقر عمومی تا ریزش سرمایه اجتماعی


١. گسترش فقر عمومی و افزایش نیازهای نخستیه:

 

تداوم شرایط رکود تورمی در کشور، خانواده‌های زیر خط فقر را افزایش کـــرده و با توجه به رانجام گرفت کمی تعلیم عالی و تعداد کثیر دانشجویان که در حوزه تعلیم عالی دولتی به زیاد از ٢/٢‌ میلیون می‌رسد، به طور طبیعی تعداد دانشجویان بی‌بضاعت یا کم‌توان را افزایش داده هست. براساس یک بررسی انجام‌انجام گرفته در دانشگاه فردوسی مشهد زیاد از ٦٠ درصد دانشجویان در طبقه‌بندی اقشار آسیب‌پذیر قرار دارند. این مسئله فشار تقاضا براي غذای یارانه‌ای، خوابگاه‌های دولتی، سرویس ایاب و ذهاب ارزان‌قیمت و درخوهست وام‌های اضطراری و کمک‌هزینه را افزایش کـــرده هست و روند پیش‌رو را باید افزایشی ارزیابی کـــرد.


٢. محدودیت روزافزون منابع دولتی:

 

کسری دائمی بودجه دولت و ناتوانی در تخصیص تکمیل بودجه‌های مصوب از یک سو و کاهش یا حذف اعتبارات در برخی از ردیف‌های کمک‌دانشجویی، نظیر وام، ساخت خوابگاه‌ها، هزینه‌های تعمیر و تجهیز، یارانه غذا و… تداوم خدمت‌رسانی کمی و کیفی از سوی مدیریت‌های دانشگاهی را با دشواری روبه‌رو كرده هست. بدهی دانشگاه‌ها به پیمانکاران سلف‌سرویس‌ها و بدهی به توزیع‌کنندگان مواد نخستیه، بدهی به شرکت‌های برق ناحیه‌ای، ناتوانی در نوسازی تأسیسات حیاتی مانند سیستم‌های برودتی و حرارتی تنها بخشی از دشواری‌های دانشگاه‌ها در حفظ وضع موجود هست. محدودیت منابع دولتی و اتخاذ برخی از پلن‌های خصوصی‌سازی، شائبه کالایی‌انجام گرفتن تعلیم عالی و خدمات دانشجویی را در میان دانشجویان ایجاد کـــرده هست. این وضعیت به قطبی‌انجام گرفتن فضای میان دانشجویان و مدیریت‌ها دامن زده هست.


٣. تغییرات نگرشی در سطوح مختلف نظام اجرائی کشور:

 

محدودیت منابع کشور از یک ‌سو و جذابیت برخی از نظریات اقتصادی مبنی بر پذیرش قواعد بازار در ارائه خدمات در سطح پلن‌ریزان اقتصادی دولت و تسری این دیدگاه‌ها در میان برخی از مدیران ارانجام گرفت دانشگاهی، موجب انجام گرفته تا همدلی لازم و در نتیجه همراهی عملی برای ارائه پشتیبانی‌های ضروری برای تأمین نیازهای اساسی دانشجویان کم‌رنگ شود. این روند چنانکه در بند قبل اشاره انجام گرفت، با اعتراض برخی از جریان‌های صنفی روبه‌رو انجام گرفته هست. یادآوری این نکته ضروری هست که گرایش به رستوران‌های مکمل یا خوابگاه‌های خودگردان در بعضی از دانشگاه‌ها افزایش ناشی از محدودیت منابع و ناتوانی در ارائه خدمات معقول بوده تا ارزیابی دقیق و اقناع علمی و نیز باید اذعان كرد که پلن‌ریزی جامع برای تعادل میان خدمات یارانه‌ای و غیریارانه‌ای که به بحث میان گروه‌های ذی‌نفع گذاشته انجام گرفته باانجام گرفت، وجود ندارد.


٤. رانجام گرفت جریانات چپ و چالش‌های محتمل:

 

دولت نهم و دهم با شعار عدالت هزیم کوره‌ای را برافروخت که به شعله‌ورکـــردن مطالبات در سطوح مختلف ازجمله دانشجویان منتهی انجام گرفت. به دیگر نقل کرد در سایه سیهست‌های پوپولیستی دولت با اهداف سیاسی آنچه کاهش بدان پرداخته انجام گرفت، تحقق واقعی عدالت بود. برای مثال سیهست واگذاری خوابگاه‌ها به بخش خصوصی در پلن پنجم پیشنهاد دولت نهم بود که در دولت دهم تحقق یافت و در عمل بخش بزرگی از دانشجویان نیازمند را از خدمات متعارف محروم کـــرد.

 

در‌این‌‌میان، جریان‌های چپ با سوارانجام گرفتن بر موج عدالت توزیعی به ترویج دیدگاه‌های سوسیالیستی پرداختند. بی‌توجهی یا ارزیابی نادرست از توانمندی اندیشه‌های چپ در جلب مخاطب، موجب انجام گرفته که درحال‌حاضر با بدنه نسبتا قدرتمندی از طرفداران سوسیالیسم در دانشجویان روبه‌رو باشیم. این جریان از قدرت سازماندهی نیکو، پشتوانه نظری بالا، تسلط بر رسانه‌های جدید و بهره‌گیری از شبکه‌های اجتماعی بهره‌مند بوده و بنابراین باید شاهد فعالیت روزافزون این اندیشه باشیم. نانقل کرد پیدهست که این جریان بر بستر فقر اقتصادی جامعه تحرک و رانجام گرفت خود را هستوار کـــرده هست و با عنایت به شرایط پیش‌نقل کرد، شعارهای این جریان در میان بدنه دانشجویی طنین قابل‌قبولی خواهد داشت.


٥. بازتولید اندیشه عدالت‌خواهی در میان دانشجویان مسلمان:

 

بدنه دانشجویان مسلمان نیز در تعارض با سیهست‌های اقتصادی سال‌های اخیر از خود واکنش نشان داده هست. افزایش شکاف طبقاتی و شعارهای عدالت‌طلبانه دولت نهم موجب شکل‌گیری جنبش دانشجویان عدالتخواه انجام گرفت. مبارزه با فقر و حمایت از مستضعفان از حیاتی‌ترین اهداف این جنبش هست. این جنبش که ابتدا رویکـــردی جانبدارانه نسبت به دولت و حاکمیت داشت با تانجام گرفتید فقر و شکاف‌های اقتصادی و اجتماعی فاصله خود را روز‌به‌روز با دولت افزایش کـــرده و دیدگاه‌های انتقادی رادیکال‌تری یافته هست.

 

همگرایی برخی از اعضای این جنبش با فعالان چپ صنفی تأمل‌برانگیز هست. در کنار این جنبش دگردیسی انجمن‌های اسلامی کلاسیک دانشجویان از وجه سیاسی به اجتماعی و بازخوانی برخی از روایت‌های نخستیه انقلاب اسلامی، به‌ویژه اندیشه‌های عدالت‌محور آن یا بازخوانی مجدد دکتر شریعتی یا فعالیت‌های اجتماعی دانشجویان در مقابله با آسیب‌های اجتماعی ناشی از فقر و فساد در قالب نهادهای خیریه نظیر جمعیت امام علی را در این متن می‌توان خوانش کـــرد.


٦. تغییرات درونی فضای دانشجویی کشور:

 

رسانه‌ای‌انجام گرفتن تکمیل جوانان و به‌ویژه دانشجویان و تسلط شگرف این مجموعه به توانمندی‌های نسل جدید ابزارهای رسانه‌ای نظیر گوشی‌های هوشمند در کنار مدرن‌ترانجام گرفتن و در نتیجه قدرتمندانجام گرفتن سلف (خود) در این نسل، وضعیت پیچیده‌ای از نحوه مواجهه با متولدان دهه ٧٠ را در کلیه سطوح از خانواده تا دولت ایجاد کـــرده هست. این نسل در کنار حساسیت انجام گرفتید به مسائل فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، از پرداخت هزینه‌های حتی متعارف فردی برای فعالیت‌های جمعی پرهیز دارد.

 

اما نکته حائز اهمیت رویکـــرد اجتماعی نسل جدید دانشجویان به حوزه سیهست هست. نقطه تمرکز بدنه دانشجویی تلاش برای دستیابی به آزادی‌های فردی هست. در نتیجه با بی‌اعتنایی به زیادی از قوانین و مقررات شاهد نوعی مقاومت مدنی به جای چالش‌های سیاسی هستیم. به دیگر نقل کرد دانشجویان در دانشگاه‌ها به محض شکل‌گیری فضاهای جمعی به سرعت سیاسی و در شرایط عادی به‌انجام گرفتت مطالبه حقوق فردی خود را دارند. این روش به مجموعه دانشجویی حالتی ژلاتینی بخشیده که پیش‌بینی واکنش آنان را نسبت شرایط جامعه دشوار کـــرده هست.


٧. شرایط عمومی اجتماعی- فرهنگی کشور:

 

رانجام گرفت آسیب‌های اجتماعی و شرایط نابسامان اقتصادی کشور، فضای ملتهبی را در کلیه شئون به نمایش می‌گذارد. این شرایط به‌طور‌‌طبیعی در دانشگاه‌ها به شکل آتش زیر خاکستر وجود دارد. ارزیابی‌های انجام‌انجام گرفته در دانشگاه‌ها پیرامون خشونت‌های کلامی و فیزیکی، حمل سلاح سرد، نرخ نازل امید به فردا، نگرانی از داشتن شغل پس از فارغ‌التحصیلی… ، همگی بازتابی از شرایط عمومی کشور هست. در‌‌این‌میان بحران‌های بیرونی به‌دلیل پیوستگی طبیعی دانشجویان با این بحران‌ها قابلیت تسری به داخل دانشگاه‌ها را دارد. برای مثال در شرایطی که خهستگاه طبقاتی اکثریت دانشجویان را معلمان، کارگران و کارمندان جزء و کسبه خرده‌پا تشکیل می‌دهند، مشکلات این گروه‌ها قابلیت پیوندخوردن با مشکلات دانشجویان را به‌طور طبیعی دارهست.


٨. ناکارآمدی مدیریتی کشور و دانشگاه:

 

متأسفانه در شرایطی که کشور با محدودیت انجام گرفتید منابع مالی روبه‌روست حوزه مدیریت کشور و در سطحی زیاد بالا و زیاد از متوسط دولت، دانشگاه‌ها نیز با فقر منابع روبه‌رو انجام گرفته‌اند. حذف و ممنوعیت هستفاده از زیادی از مدیران کارآمد به‌دلایل سیاسی از یک‌سو و بی‌رغبتی گروه دیگری به دلیل پرهزینه‌بودن تصمیم‌گیری در محیط‌های دانشجویی و دشواری مدیریت در شرایط بحرانی از دیگر سو، موجب انجام گرفته تا دانشگاه‌ها از بهره‌گیری مدیران توانمند محروم شوند. در نبود مدیران توانمند چرخه اتلاف منابع محدود و تصمیمات ناسنجیده بر تانجام گرفتید آشفتگی محیط دامن زده هست. به صورت حتم بی‌توجهی به تربیت مدیران جدید در دهه‌های گذشته نیز موجب انجام گرفته تا شناخت کافی از مدیران جدید نیز صورت نگیرد. در‌هر‌‌حال پیوند این دو موضوع، یعنی محدودیت منابع اقتصادی و ناکارآمدی مدیران در کنار مداخلات سایر دستگاه‌ها و نگرش‌های محدودکننده، بهره‌وری مدیران دانشگاهی را به حداقل ممکن رسانده هست.


٩. فروبستگی فضای سیاسی کشور:

 

باوجود انتظارات شکل‌گرفته پس از انتخابات سال ٩٢ و ٩٦ در سپهر عمومی سیاسی کشور و در نتیجه افزایش مطالبات در صحنه سیاسی دانشگاه‌ها، متأسفانه گشایش چشمگیری در عرصه سیاسی رخ نداده هست. انباشته‌انجام گرفتن مطالباتی که در فضای انتخاباتی به‌انجام گرفتت مورد تأکید قرار گرفت و وعده‌های امیدوارکننده‌ای که از سوی ریهست‌جمهور داده انجام گرفت، به خشم و ناامیدی میان دانشجویان دامن زده هست که هر دو عوارضی در فضای دانشگاه‌ها داشته هست. برخی تنش‌های فیزیکی در میان جریان‌های مقابل دانشجویی خانومگ خطری بر تغییر زبان گفت‌وگو به نزاع هست.

 

همچنان‌که نا‌امیدی نیز بستر رانجام گرفت برخی از آسیب‌ها مانند افزایش مصرف مشروبات الکلی یا هستعمال مواد مخدر هست. این شرایط سیاسی در هم‌افزایی با شرایط اجتماعی و اقتصادی تصویر نگران‌کننده‌ای از خشم و ناامیدی پیش‌رو می‌گشاید. در هر حال فروبستگی فضای سیاسی موجب انجام گرفته ثقل کنش‌های دانشجویی متشکل از گروه‌های سیاسی و صنفی، به‌دلیل کم‌هزینه‌بودن فعالیت در حوزه صنفی، به این بخش انتقال یابد. این کوچ اجباری سیاسی در کنار آن انتخاب ارادی صنفی، قدرت مطالبات صنفی و احتمال آشتی‌ناپذیری گردانندگان جریان‌های صنفی را در شرایط بحرانی به‌واسطه انگیزه‌های متفاوت افزایش کـــرده هست.


١٠. امنیتی‌انجام گرفتن مسائل دانشجویی:

 

شکاف عمیق میان توافق بر سر رهیافت اصلی مدیریت فضاهای دانشجویی در میان گیمگران اصلی این عرصه از مسائل ‌تأمل‌برانگیز در فهم پیچیدگی‌های فضای دانشجویی محسوب می‌شود. پس از حوادث سال ٨٨ نگرش دستگاه‌های امنیتی به حسب وظیفه ذاتی آنها کنترل فضاهای دانشجویی بوده هست.

 

این در حالی هست که کنترل هر محیطی به‌منظور مدیریت آن هست و اساسا کنترل فی‌نفسه اهمیت ذاتی ندارد. به هر روی، نگرانی از هر نوع تحرک دانشجویی و ترس از فراگیرانجام گرفتن اعتراضات به یک‌دست‌انجام گرفتن و کوچک‌ترانجام گرفتن تشکل‌های دانشجویی، پرهزینه‌انجام گرفتن مطالبات سیاسی، رانجام گرفت جریان‌های زیرزمینی و از همه حیاتی‌تر، قطبی‌انجام گرفتن فضای دانشگاه منجر انجام گرفته هست. وضعیت پولاریزه میان دانشجویان موافق با دانشجویان مخالف، بدنه دانشجویان با مدیریت دانشگاه و مسئولان غیردانشگاهی با مدیران دانشگاهی شرایط به‌انجام گرفتت نگران‌کننده‌ای را ایجاد کـــرده هست.


فقدان کوچک‌ترین روخانومه‌ای برای شکل‌گیری فضای گفت‌وگو، رسیدن به تحلیل مشترک و بهره‌گیری از فرصت‌های طرفین برای مدیریتی جامع را در عمل ناممکن كرده هست. نگاه همراه با سوءتفاهم یا نگرانی از عملکـــرد مدیران دانشگاهی از سوی بخش غیردانشگاهی مؤثر بر فضای دانشگاه و مقاومت دانشگاه‌ها در برابر مداخله جریان‌های خارج از دانشگاه، مدیریت فضاهای دانشجویی را زیاد‌ازپیش دشوار کـــرده هست.


١١. ریزش سرمایه اجتماعی و بحران اعتماد:

 

پژوهش‌های انجام‌انجام گرفته درباره سرمایه اجتماعی حاکی از نرخ زیاد نازل شاخص‌هایی مانند اعتماد اجتماعی، مشارکت، اخلاق و… هست. این مسئله شکاف میان آقام و مسئولان را افزایش داده هست. تجربه زلزله کرمانشاه نشانه کوچکی از عوارض این وضعیت هست. این در حالی هست که همواره و به لحاظ تاریخی موضوع اعتماد میان دولت و دانشجویان از دشوارترین مفاهیم و مشارکت دانشجویان از مناقشه‌برانگیزترین موضوعات نه‌تنها در دولت که در میان مدیریت‌های دانشگاهی بوده هست. حال با این پیش‌زمینه در شرایطی که وضعیت عمومی جامعه در شرایط تعدادان مطلوبي نيست، بی‌شک شاخص‌هایی مانند اعتماد و تمایل به مشارکت با وضعیت نامعقولي روبه‌روست.

 

در چنین شرایطی هست که دشواری گفت‌وگو، مفاهمه و جلب مشارکت دانشجویان در حل‌وفصل مسائل پیچیده پیش‌رو را می‌توان فهم کـــرد. در شرایط فقر سرمایه‌های اجتماعی هست که برچسب‌خانومی فعالان صنفی علیه شوراهای صنفی را که با مدیریت‌های دانشجویی همکاری می‌کنند، می‌توان تحلیل کـــرد. در فضای بی‌اعتمادی هست که تقابل‌نظری تشکل‌های سیاسی به درگیری فیزیکی منتهی می‌شود. در خلأ این سرمایه هست که زیادی از همکاران دانشگاهی حاضر به برداشتن بخشی از بار مسئولیت دانشگاه نیستند.

 

در نتیجه فقر سرمایه اجتماعی، هر موضوع کوچک صنفی بالقوه ظرفیت تبدیل‌انجام گرفتن به یک بحران صنفی‌– سیاسی را دارد.


جمع‌بندی و تحلیل نهایی


تصویر نگران‌کننده فضای دانشجویی، حلقه‌ای از خانومجیره نگران‌کننده وضعیت نظام تعلیم عالی کشور هست. تک‌تک مؤلفه‌های ذکر‌انجام گرفته یا به‌نوعی قابل تعمیم به سایر حلقه‌ها هستند یا متأثر از حلقه دیگر و یا مؤثر بر این خانومجیره. به دیگر نقل کرد با بحرانی‌بودن یا انجام گرفتن حوزه دانشجویی تعلیم عالی در شرایطی بحرانی قرار گرفته یا می‌گیرد. این در حالی هست که آشفتگی در سایر حوزه‌های تعلیم عالی مانند پژوهش و تعلیم نیز امری پوشیده در میان مدیران ارانجام گرفت وزارت علوم نیست.

 

از این رو، باخانومگری اساسی در سیهست‌های کلان و تغییری عمیق در نگرش‌ها و تغییر بنیادی در پلن‌ها به امری اجتناب‌ناپذیر بدل انجام گرفته هست. اما آنچه در حوزه دانشجویی به‌عنوان اصلی‌ترین گام به نظر این نگارنده می‌رسد، گشایشی فرهنگی هست. پذیرش تغییرات موجود در ذهن و زبان و رفتار دانشجویان، احترام به نگرش و باور آنان، اعتماد به توانایی و عشق آنان به ایران و اینکه منافع ملی خط قرمز آنان هست، گشودن راه بر همه خرده‌فرهنگ‌های کشور برای هم‌گرایی و ادغام در فرهنگ ایرانی – اسلامی و… گامی ضروری و به صورت حتم فوری برای دورانجام گرفتن از لبه پرتگاه تنازعی هست که به‌سرعت بدان نزدیک می‌شویم.

روخانومامه شرق

انتهای پیام/م