عرش بلاگ

با لاک ناخن نقش مذهبی می‌کشم! • عرش بلاگ

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
دوشنبه ۱ آبان ۱۳۹۶

با لاک ناخن نقش مذهبی می‌کشم!

دسته بندی : بلاگی تاریخ : پنج شنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۶

به نقل پایگاه رویدادی تحلیلی طنین یاس، قدیم‌ترها فرضیه‌ای وجود داشت که هنر برای آدم نان و آب نمی‌شود و اگر راه هنر را پیش بگیری فردا هشتت، گرو نه خواهد بود و ختم کلام بی‌پول و مستأصل می‌مانی. همین انجام گرفت که جمعیت کثیری به سمت شغل‌های دولتی سرازیر انجام گرفتند تا یک لقمه نان بخور و نمیر اما به موقع در بیاورند و خانومدگی‌شان را کارمندی بگذرانند. اما در تعدادسال اخیر شاهد حضور هنرمندانی هستیم که از کودکی خلاف این جریان فکری حرکت کـــردند و در پاسخ آدم‌هایی که هنر را بدون فردا می‌دیدند، لبخند زدند و قلم‌موهایشان را توی رنگ زدند و دنیای شاد و زیبایی برای خودشان خلق کـــردند. دنیایی که حسرت همه را با خود برانگیزد. بزرگترکه انجام گرفتند دیگر لنگ پاسخ آزمون هستخدام و اجاره کار و دفتر نماندند و در اتاق کوچکشان شروع به کار کـــردند و دست به کارهای بزرگی زدند. «زهرا ناصرخاکی» یکی از همان هنرمندهایی ست که در اتاق کار و خانومدگی‌اش کارهای زیاد زیبایی تولید می‌کند و حالا بعد از تعدادسال، از هنر دستانش درآمد دارد. با این هنرمند جوان همراه انجام گرفتیم تا از حال و هوای آرام اما رنگی رنگی ذهنش سر دربیاوریم.

در دانشگاه سرکلاس مدام نقاشی می‌کشیدم

«زهرا ناصرخاکی» متولد ۱۶ فروردین ۱۳۷۲ در کرج هست. دختر آرام و هنرمند کرجی از بچگی عاشق نقاشی بود اما به دانشگاه که رسید زبان انگلیسی خواند. با این حال سر پایان کلاس‌هایش نقاشی می کشید! بعد از آن رفت سراغ علاقه کودکی‌اش تا نقاشی را به صورت حرفه‌ای عرش بلاگد. اینطور انجام گرفت که کم کم برای خودش سفارش گرفت و کار به این مکان رسید. زهرا درباره کارهایش می‌گوید:«در زمان دانشگاه، سرکلاس مدام جلوی دستم کاغذ بود و نقاشی می‌کشیدم. حتی اگر کاغذ نداشتم روی دست دوستانم نقاشی می‌کـــردم. کار به جایی رسیده بود که دوست داشتند سرکلاس کنار من بنشینند. با این حال درست هست که تعلیم نقاشی دیده‌ام اما اینطور نیست که همه کارهایی که انجام می‌دهم و شما می‌بینید، ربطی به کلاس داشته باانجام گرفت. به طور مثال ماندالاها را خودم کار می‌کنم. ماندالا یک هنر هست که مهد آن در هندوستان هست و برای افزایش تمرکز انجام می‌شود؛ که واقعا هم روی تمرکز تاثیر دارد و تا حدی شبیه تذهیب خودمان هست. من هم خوشم آمد و کار کـــردم. نخستین ماندالایی که کشیدم یک روز و نیم طول کشید. به مرور دستم راه افتاد و همینطور برای خودم ماندالا می‌کشیدم و طرح‌های مختلفی به آن اضافه کـــردم.»

قرار نبود اینستاگرامی کار کنم

صفحه اینستاگرام زهرا پر هست از هنرنمایی‌هایش که می‌گوید ابداً قرار نبود اینطوری باانجام گرفت ولی همه چیز طوری پیش رفت که اینستاگرامش باخانومشر کارهای هنری‌اش باانجام گرفت و خیلی اتفاقی بتواند از این راه کسب درآمد کند. زهرا در این باره می‌گوید:« با اینکه زبان خواندم اما متداوم دوست داشتم با هنر کسب درآمد کنم. بعد فردا‌ خودم را اینطور تصور می‌کـــردم که یا تعلیمگاه نقاشی دارم و نقاشی درس می‌دهم، یا در خانه سفارش کار می‌گیرم. اما فکر نمی‌کـــردم با گذاشتن تعداد تصویر در اینستاگرام بتوانم درآمد داشته باشم. چون صفحه من از نخست ابداً هنری نبود. یک صفحه تکمیلا شخصی بود که تصویر و شعر می‌گذاشتم. اما تایمی نقاشی‌های سرکلاس و دانشگاه را گذاشتم، دیدم خیلی هستقبال می‌شود و صفحه قبل را پاک کـــردم. رهستش اوایل خوشم نمی‌آمد که اینطوری سفارش بگیرم. ولی دیدم بقیه از کارهایم خیلی خوششان می‌آید. گفتم چه اشکالی دارد؟ بگذار اینطوری سفارش بگیرم. آن اوایل چون نرخ و بازار دستم نبود قیمت‌ها را پایین می‌دادم. اما الان کار به جایی رسیده که تایمی به فروشگاه‌های مختلف سر می‌خانومم طرح‌هایم را همه جا می‌بینم.»

قاب‌های محرمی‌ام پرطرفدار انجام گرفت

یکی از کارهای جالب توجه زهرا که این روزها طرفداران زیادی هم دارد طراحی‌هایش روی قاب‌های موبایل هست که به نقل کرد خودش با اینکه یک ماه و نیم هست که این‌کار را انجام می‌دهد، فروش زیاد نیکوی داشته‌هست. آنقدر که برای مغازه قاب فروشی سوال انجام گرفته که زهرا اینهمه قاب را برای چه می‌خواهد:« از قبل روی قاب گوشی خودم و اطرافیانم با لاک طراحی ناخن نقاشی می‌کشیدم و برخی که می‌دیدند و خوششان می‌آمد سفارش می‌دادند. اما من قبول نمی‌کـــردم. تا اینکه یک ماه و نیم پیش سفارشات را قبول کـــردم و اتفاقات زیاد جالبی افتاد. یک سری کارهای محرمی که طراحی کـــرده بودم خیلی دیده انجام گرفت. طوری که یک نفر می‌گفت تایمی در هیئت عزاداری گوشی موبایلش را دستش گرفته همه خوششان آمده و کار به جایی رسیده که تعداد نفر در آنجا سفارش دادند و قاب‌های محرمی گرفتند. آنقدر در این مدت قاب خریدم که برای جناب آقا مغازه‌دار سوال انجام گرفت. تایمی گفتم نقاشی می‌کشم مرا راهنمایی کـــرد تا قاب‌ها را با قیمت ارزان‌تری بخرم. قاب‌های گوشی خیلی محبوب انجام گرفتند. طوری که یکی از دوستانم می‌خواهد برای گرفتن یکی از این قاب‌ها گوشی‌اش را عوض کند.»

هرچیزی بوم نقاشی من هست

زهرا روی همه چیز نقاشی می‌کند و به نقل کرد خودش هرچیزی که احساس کند خالی‌ست، باید سراغش برود و آن را با طرح‌هایش پر کند. برای همین کاهش چیزی از دستش جان سالم به در می‌برد(!) مگر اینکه رنگی رنگی و نقاشی انجام گرفته باانجام گرفت. برای همین دفتر، کتاب، جامدادی، کیف پول و حتی کمد قدیمی خانه‌شان تا این مکانی کار بوم‌های نقاشی زهرا انجام گرفته‌اند. زهرا درباره محیط خانه‌ و اتاقش می‌گوید:«اتاق خودم که جای خالی ندارد. در هال و پذیرایی هم همینطور هست. یک قسمت از خانه که اختصاص به تابلوهای من از کربلا دارد. خانه خواهرها و برادرم هم همینطور هست. یکی از خواهرهایم بابت بعضی کارهای من حسابی ذوق می‌کند. همین ذوق کـــردن‌ها و تشویق‌های اعضای خانواده باعث تشویق من انجام گرفت که واقعا جای تشکر دارد.این اتفاق بین دوستانم هم افتاده، اگر در معقولت‌های مختلف به جای نقاشی‌هایم هدیه دیگری بدهم ناآسوده می‌شوند انگاری که فحششان داده‌ام!»

خواهر و برادرم دوست دارند جای من باشند

زیادی از آقام هنوز این تصور را دارند که کار کـــردن و شغل داشتن یعنی یک شغل اداری و دولتی که صبح‌های زود برای رسیدن به آن بیرون زد و بعد از ظهرها به خانه برگشت. اما محیط کار زهرا اتاقش هست. اتاقی که حکم محل کارش را پیدا کـــرده‌هست و ساعت‌های زیادی در آن می‌گذراند. او در این باره می‌گوید:« من در خانواده‌ تحصیلکـــرده و فعالی بزرگ انجام گرفتم. یکی از خواهرهایم پزشک هست. آن یکی پژوهشگر هست و برادرم هم مهندس هست. همه‌شان شرایط شغلی نیکوی دارند و به اصطلاح به جایی رسیده‌اند. اما همه دوست دارند جای من باشند. چون در خانه هستم و با آرامش کار می‌کنم. به قول خودشان هم فال هست و هم تماشا. من از وضعیت خودم زیاد راضی هستم. متاسفانه برای پیدا کـــردن کار همه می‌خواهند صرفا پول در بیاورند. نمی‌خواهند یک کار نیکو و حرفه عرش بلاگند. حتی اگر به هنر ورود کنند دوست دارند زود نتیجه بگیرند. اما ۴سال طول کشید تا به وضعیت فعلی رسیدم و هنوز جای کار زیادی دارم.»

زهرا توانسته در ۲۴ سالگی برای شغل مورد علاقه‌اش را با دستان خودش پیدا کند. تایمی از او در رابطه با آدم‌هایی می‌پرسیم که مدام از نبود کار گلایه می‌کنند پاسخ جالبی می‌دهد:« به نظرم من افزایش کسانی که می‌گویند کار نیست تا حدی آسوده طلب هستند. به نظر من خدا به همه هستعدادهایی داده هست و هیچ کس در این دنیای بی هستعداد نیست. هرکس بالاخره به درد یک کاری می‌خورند. باید تلاش کند و هستعدادهایشان را پیدا کنند و توقع بازدهی سریع نداشته باشند.»

 مجله مهر 

انتهای پیام/ غ